پشت صحنه !
به نبرد همه دنیا برم
من زمین خوردم تمام عمرم و
تا همین یه پله رو بالا برم ...
من زمین خوردم تو بالاتر بری
تا همه دنیا تورو صدا کنن.....
برنامه" پشت صحنه" یکی از بهترین برنامه هایی هست تا بحال دیدم ازون برنامه هاست که میتونی با دیدنش احساسات رو امتحان کنی و حرفای قشنگی از انسانهای بزرگ بشنوی !
این برنامه" پشت صحنه" زندگی ورزشکاران غرور افرینمون هست که نشون میده پشت بالا رفتن پرچم ایران و اویز گردنشون چه سختی های رو بکام چشیدند!
+
این برنامه از شبکه سوم سیما شنبه تا چهارشنبه ساعت 19:45به اجرا و کارگردانی و تهیه کنندگی احسان علیخانی پخش میشه!
هوس!!!
تو ترمینال نشسته بودم گوشیم زنگ خورد شماره دختری به نام عسل بود گوشی رو برداشتم!
گفتم بلللللله ؟
گفت:قبلا سلام بلد بودی؟!!
گفتم:از شما یاد گرفتیم .
گفت:من وقت ندارم می خوام برم کاری نداری ؟
گفتم:نه ، تو که کاری نداشتی چرا زنگ زدی ؟؟
گفت : میخوام ببینم درست شناختمت تو همونی که تو چت عکسش رو دیدم من الان سمت چپ ترمینالم منو دیدی؟ یه کوله روی دوشمه!
گفتم : اره آره .دست براش تکون دادم .تلفنو قطع کرد.از اون فاصله لبخند زیبا و برق چشمکش رو دیدم .بی اختیار رفتم طرفش کنارش نشستم .رفتیم تو پارک نزدیک ترمینال خلوت بود و ازش خواستم که بریم با هم نوشیدنی بخوریم قبول کرد.
بعد از تمام شدن کافه گلاسه گفت باید بره خونه تا به کارهاش برسه.بی اختیار گفتم : میخوای همراهت بیام؟
گفت آره .به خونشون که رسیدیم دستش رو از تو دستم باز کرد رفت و منتظر ایستادم تا بره توی خونه, دنبال کلیدش می گشت .کلافه شده بود دستی توی موهای لخت و مش کرده اش زد یهو با شکایت گفت پس این کجاست؟
صدامو بلند کردم و گفتم چی شده؟گفت کلیدمو پیدا نمی کنم .دست کلیدی که تو پارک از جیبش افتاده بود و من بازیرکی برداشته بودمش از تو جیبم در اوردم و رفتم سمتش...
کنارش ایستادم و گفتم بذار یک نگاهی بکنم .من شاه کلیدی دارم که هر قفلی رو باز می کنه .جوری که نفهمه کلید خودشه، در رو باز کردم داشت شاخ در میاورد. گفت وای تو دیوونه ای یا جادوگر ؟
گفتم : تو دوست داری من چی باشم ؟گفت جادوگر. گفت :اگر اینجوره من یک قفل دیگه دارم که دوست دارم برام بازش کنی .گفتم :چیه ؟
گفت :بیا نشونت بدم.
گاو صندوق توی اتاق آخری بود.سری خاروندم و گفتم : خب اگر بازش کنم چی به من می رسه؟
با گوشه چشمش نگاهی بهم کرد و بالبخند ملیحش شالش رو در آورد .
با پر رویی گفتم من اول هزینه اش رو دریافت می کنم .لبخند شیطنت آمیزی کرد و به طرف اتاق خواب فرار کرد من هم فهمیدم که باید بدوم و ...
این داستان داستان من نیست . داستان خیال و هوس من هست...
کدام حیوان و یا انسان هست که در چنین موقعیتی بتونه توی لجن هوسش گرفتار نشه ؟؟
دعا نکن که بتونی فرار کنی ، دعا کن که چنین موقعیتی نداشته باشی .
خیلی از ته دل دعا نکردی ، چرا ؟من هم دعا نکردم.
ترک عادت موجب مرض است!!!
موضوع ازین قراره شب گذشته برای اولین بار تصمیم گرفتن از فرط خستگی، کار و نت و درس تعطیل کنم بگیرم بخوابم دقت کنید بگیرم بخوابم!!!
وقتی ساعت 10:30 نیم خوابم برد از خواب بیدار شدم با خودم تعجب کردم که عجبا که گوشی ما زنگ نخورده و ما بیدار شد ایم خلاصه اومدم وضو بگیرم دیدم بعله ساعت 2:30 هست تا ساعت 4 تو جام غلت زدم وبا بالش بیچاره یکم کشتی گرفتم تا خسته شوم و خوابم ببرد ولی بی فایده بود بالش بیچاره خوابش برد ولی من خوابم نبرد بالاخره به نت امدن کردم و حضور پر شکوه رو در 4:30 بامداد در صورتیکه اندکی خواب در چشمانمان نیست اعلام میکنم باشد شما هم بیخوابی به سرتان بزند شاید رستگار شوید!
+
نتیجه اخلاقی اینکه ترک عادت موجب مرض است و نخوابیدن بهتر از بیخوابی است:)
سر صف!!
برو دم دفتر وایسا تا به حسابت برسم ینی اول روزی روزمونو خراب میکرد با با چه اصراری که یه بچه رو 30 دقیقه هر روز سر پا نگه داری!!!
+
البته من ازون بچه مثبتا بودم یا به دید بچه های کلاس ازون بچه چندشا که هروقت ما رو سر صف صدا میکردن ینی بیا جایزت رو بگیر و ازین داستانا اخه چه وضعشه رومون نمیشه فردا واسه بچمون از خاطرات مثبت بودن دوران تحصیلمون بگیم!!!
