توقـع

دوستان گرام پست توقع برای وبلاگ گروهی مان جمع ما  تنظیم شده بود ولی از انجایی بامداد امروز دم دمای سحر و باعجله این پست رو تنظیم کردم  این پست بدون ویرایش و ناقص بود

عذر خواهی مرا پذیر باشید و ادامه پست را در وبلاگ گروهی مان دنبال کنید

چرا از نظرش ادم خوبیم ؟

اگه یکی بهت گفت تو خیلی خوبــــی

بدان که یه جا بهت ظلم کرده که تو جوابش رو ندادی برای همین خوبــــی

خاطرات دانشگاه(میخواستم برسونم)

سر امتحان مدار 2 بود از  اون امتحانای نفس گیر که برگه اولیه برای جواب سوالات 4 برگی بود همونطور تو جواب یه سوال، سوال سوم  مونده بودم و کلافه شده بودم که بغل دستیم با خط کش زد بهم من یه نگا بهش کردم و گفتم چیکار داری ؟؟؟

من هنوز تو جواب سوال خودم موندم خواهشا ولم کن!

دوباره با خط کش زد بهم منم یه نگاه این شکلی بهش کردم :/ و سرم رو انداخنتم تو برگه خودم.

بار سوم باز با خط کش زد بهم که بهش گفتم بابا نگاه کن خودم تو جواب سوال موندم ول کن دیگه اصلا منتظر جواب دادنش نشدم و سرمو انداختم رو برگم....تا اخر امتحان 

اخر امتحان شد  و من اومدم بیرون اونم پشت سرم اومد بیرون

بهش گفتم بابا من خودم تو جواب سوال گیر کرده بودم چی رو میخواستی بنویسی؟

گفت:دیووونه میخواستم بهت برسونم !!!

من دودست رو به نشانه اعترااض بالا اوردم و بسر خود کوبیدم :)))))

حرف های نگفتنی

بعضی از حرف ها رو نمیشه زد چون اگه گفته بشه

انوقت برای  فراموش کردنش باید اون رو از ذهن دو نفر پاک کنی نه فقــــط خودت....

جمع ما

در وبلاگ گروهی جمع ما

با مطلب که بخش سومش رو به پایان رساندن، بحث مهم ازدواج(3) در خدمتتونم!

پرنده های خراب کار!


بالاخره یه روز تمام پولام رو جمع میکنم و برای پرنده های محلمون ماشین میخرم

و بهشون نشون میدم که کثافت کاری واقعا لذت داره یا نه:/

مهدی ناجی

هر سال که تولدت رو تبریک میگم یه جورایی حالم گرفته میشه

اخه زیاد برای ظهورت دعا کردیم و نیامدی!!!

ندبه خواندیم نیامدی گریه کردیم نیامدی ما رامنتظر گذاشتی و دلتنگ!

امروز بد جور یاد عهدهای صبحگاهی افتادم هیچ وقت به چهل نرسید اما بی فایده هم نبود.

این مشکلات روزمره جامعمون مارو در دعا کردن برای یه جامعه ارمانی

چنان میسر کرده که روزی برای ظهورت ده بار هم دعا میکنیم!!!

عید همتون مبارک