پس از پشت سر گذاشتن روزهای  امتحانات و بهتر بگم دوران تحصیل در  دانشگاه باید بگم  همچنان علم اندوزی ادامه  داره  و دست از سر ما بر نمیداره!!!

روی صندلی نشسته بودم و دستانم را پشت سرم گره کرده بودم نفس عمیقی کشیدم و گفتم عجب دورانی بود دوران تحصیل چقدر زود گذشت و با خودم گفتم  اگه امکانش باشه دوباره از اول ابتدایی شروع کنم یه همچین ادم علم دوستی هستم من!!!

مرحله جدیدی  از زندگی  را شروع میکنیم به نام " بعد از دانشگاه"!!!

یه خاطره هم بگم از دوران دانشجویی:

داشتم  تو سالن دانشگاه که خیلی هم شلوغ بود  با دو سه تا از دوستان راه میرفتیم که که یکی از دوستان از بالای پله ها گفت مرتضییییییییییییی

پاشو رو پله اول گذاشت دونه دونه پله هارو تمیز کرد اومد پایین پله ها   یه همچین صدایی هم داشت تپ تپ تپ تپ تپ تپپپپپپپپ!!!

گفتم جاییت نشکست ؟؟؟

گفت خوب شد زمین نخوردما  وگرنه  بد جور ضایع میشدم!!!

من :|