تو چشمات مال من نیست و

نگات دنبال من نیست و

چشات رو دزدکی دیدم

تو قهوه ات فال من نیست و

نمی دونی دیگه حالی توی احوال من نیست و

نمی دونی......

داشتم شعر بالا رو زمزمه میکردم که....

مادر گرامی: نمیخوای این رنگ کاریت رو  تموم کنی؟؟؟

من:شرمنده اخلاق ورزشیتونم من که گفتم وقت نمیکنم تمومه دیگه!!

بابای گرامی:مرتضی اینجا که بتونه کردم خوب شد !!!

من: بابا تو رو خدا دیگه بتونه نکن بذار من خودم درستش میکنم بابا جون دو رنگ میشه اخه !!!

ماماااااان  با  بابا  برید بیرون بوی رنگ هم اذیتتون میکنه خو !!

+

متن شعر بالا با صدای احسان هر جا  که باشه من رو  یاده نقاشی عید سه سال پیش میندازه اون موقع دورو برم پر تر بود نقاشی هم خاطره انگیز تر!!!