سر امتحان مدار 2 بود از  اون امتحانای نفس گیر که برگه اولیه برای جواب سوالات 4 برگی بود همونطور تو جواب یه سوال، سوال سوم  مونده بودم و کلافه شده بودم که بغل دستیم با خط کش زد بهم من یه نگا بهش کردم و گفتم چیکار داری ؟؟؟

من هنوز تو جواب سوال خودم موندم خواهشا ولم کن!

دوباره با خط کش زد بهم منم یه نگاه این شکلی بهش کردم :/ و سرم رو انداخنتم تو برگه خودم.

بار سوم باز با خط کش زد بهم که بهش گفتم بابا نگاه کن خودم تو جواب سوال موندم ول کن دیگه اصلا منتظر جواب دادنش نشدم و سرمو انداختم رو برگم....تا اخر امتحان 

اخر امتحان شد  و من اومدم بیرون اونم پشت سرم اومد بیرون

بهش گفتم بابا من خودم تو جواب سوال گیر کرده بودم چی رو میخواستی بنویسی؟

گفت:دیووونه میخواستم بهت برسونم !!!

من دودست رو به نشانه اعترااض بالا اوردم و بسر خود کوبیدم :)))))